سيد علاء الدين محمد گلستانه

313

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

كه خدمتكاران مىدانند روزىِ ايشان را و از براى ايشان ، حاضر مىسازند ، پيش از آن كه بطلبند . و امّا آن كه خداى - عزَّ و جلَّ - فرموده : « فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ » ، « 1 » مراد آن است كه هر چيز كه خواهند ، از روى اكرام به ايشان مىدهند . « 2 » ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، از عبد اللَّه بن على روايت كرده كه : از بلالِ مؤذّن حضرت پيامبر پرسيدم « 3 » كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بهشت را از براى تو چگونه وصف فرمود ؟ گفت : بنويس : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم . شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه : حصار بهشت ، خشتى از طلا و خشتى از نقره است و خشتى از ياقوت ، و كلّ ملاطش مُشك اذفَر است و كنگره‌ها [ يش ] از ياقوت سرخ و سبز و زرد . پرسيد كه : درهاى بهشت ، چگونه است ؟ گفت : درهاى بهشت ، مختلف است . باب الرّحمه ، از ياقوت سرخ است . و باب الصبر ، درى است كوچك كه يك تا دارد و از ياقوت سرخ [ است ] و حلقه ندارد . و باب الشكر ، از ياقوت سفيد است و دو تا دارد و فاصِلهء ميان آنها پانصد ساله راه است « 4 » و از آن در ، آوازى برمىخيزد و مىگويد : خداوندا ! اهل مرا پيش من آور . گفتم كه : آيا در ، سخن مىگويد ؟ فرمود : آرى . خداى - عزَّ و جلَّ - او را به سخن مىآورد . و باب البلا ، كه از براى جمعى است كه در دنيا مصيبت‌ها و بلاها كشيده‌اند . درى است يك تا از ياقوت زرد ، و جمعى كه از اين در داخل مىشوند ، بسيار كم‌اند و درى كه از همه بزرگ‌تر است . صلحا و اهل زهد و وَرَع و راغبان به ثواب الهى و جمعى كه خداى - عزَّ و جلَّ - را مونس خود ساخته‌اند ، داخل مىشوند . پرسيد كه : وقتى كه داخل بهشت مىشوند ، چه مىكنند ؟ گفت : سير مىكنند در او و نهر آب در كمال صافى ، و كشتىها از ياقوت ، و آنچه كشتى را به آن مىرانند ، از مرواريد است و در آنها ، ملائكه از نور هستند و جامه‌هاى سبز در نهايت سبزى پوشيده‌اند . پرسيد كه : اسم آن نهر چيست ؟ گفت : جنّة المأوى . پرسيد كه : در ميان جنّة المأوى ، جنّتى ديگر هست ؟ گفت : آرى ؛ و حصار « 5 » جنّت عدن ، كه در وسط جنّت‌هاست . جنّت عدن ، از ياقوت سرخ است و سنگ‌ريزْه‌هايش از مرواريد . پرسيد كه : آيا جنّتى ديگر هست ؟ گفت : آرى ! جنّة الفردوس . پرسيد كه : حصارش چگونه است ؟ گفت : حصارش « 6 » از نور ربّ العالمين است . « 7 »

--> ( 1 ) . سورهء صافّات ، آيهء 42 . ( 2 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 95 - 100 ، ح 69 . ( 3 ) . ج : « سؤال كرد » . ( 4 ) . ب : - « راه است » . ( 5 ) . الف و ب : - « و حصار » . ( 6 ) . الف و ب : - « حصارش » . ( 7 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 292 - 296 .